bigtheme

داستانهای پند آموز »

صفحه رسمی قانون جذب در اینستاگرام

صفحه رسمی قانون جذب در اینستاگرام

سحر رضوی خرداد ۲۸, ۱۳۹۵ ۴۶

  سلام به همراهان همیشگی قانون جذب از اینکه مارو در کانال قانون جذب همراهی می کنید, خیلی ممنونم. مدتی صفحه اینستاگرام قانون جذب هم فعالیتش رو آغاز کرده, هدف معرفی کتابهای مثبت اندیشی

بیشتر بخوانید »
داستان کوتاه – خویشاوند خدا

داستان کوتاه – خویشاوند خدا

سحر رضوی آبان ۹, ۱۳۹۴ ۲

    در هوای سرد زمستان پسر شش ساله ای جلوی ویترین مغازه ای ایستاده بود. او کفش به پا نداشت و لباس هایش پاره پاره بود. زن جوانی از آنجا رد می شد,

بیشتر بخوانید »
کانال رسمی سایت قانون جذب در تلگرام

کانال رسمی سایت قانون جذب در تلگرام

سحر رضوی آبان ۲, ۱۳۹۴ ۹۴

  اگر دوست دارید که هر روز مطلب مثبت اندیشی و موفقیت رو در موبایلتون داشته باشید و روزتونو با کلی انرژی مثبت شروع کنید, همین الان با ما همراه بشید. کانال رسمی سایت

بیشتر بخوانید »
داستان کوتاه – کلام زیبا

داستان کوتاه – کلام زیبا

سحر رضوی مهر ۲۸, ۱۳۹۴ ۰

  روزی مرد نابینایی روی پله های ساختمانی نشسته بود و کلاه و تابلویی را در کنارش قرار داده بود. روی تابلو نوشته شده بود: “من نابینا هستم, خواهش می کنم کمک کنید.” روزنامه

بیشتر بخوانید »
داستان کوتاه – آزادی

داستان کوتاه – آزادی

سحر رضوی مهر ۲۲, ۱۳۹۴ ۱

  برای پاشاه تعدادی برده جدید آورده بودند. برده ها در غل و زنجیرهای سنگین, سرهای خود را پایین انداخته بودند و ایستاده بودند. فقط یکی از آنها شاد بنظر می رسید, حتی زیر

بیشتر بخوانید »
داستان کوتاه – آزمون صداقت

داستان کوتاه – آزمون صداقت

سحر رضوی مهر ۱۳, ۱۳۹۴ ۰

  چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند, یک هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند. اما وقتی به شهر

بیشتر بخوانید »
داستان کوتاه – پیرمرد و بقال

داستان کوتاه – پیرمرد و بقال

سحر رضوی مهر ۶, ۱۳۹۴ ۲

مرد فقیری بود که همسرش از شیر, کره تهیه می کرد و مرد آن ها را به یکی از بقالی های شهر می فروخت و در ازای آن مایحتاج خانه را تهیه می کرد.

بیشتر بخوانید »
داستان کوتاه – صداقت

داستان کوتاه – صداقت

سحر رضوی شهریور ۳۱, ۱۳۹۴ ۱

  ملکه ای حین گردش, جواهر گرانبهای خود را گم کرد. قاصدانی فرستاد تا به مردم اطلاع دهند, به کسی که طی ۳۰ روز آینده جواهر ارزشمند او را پیدا کند و فوری به

بیشتر بخوانید »
داستان کوتاه – چشمه باش

داستان کوتاه – چشمه باش

سحر رضوی شهریور ۲۸, ۱۳۹۴ ۱۴

  حکیمی شاگردان خود را برای یک گردش تفریحی به کوهستان برده بود. بعد از یک پیاده روی طولانی, همه خسته و تشنه در کنار چشمه ای نشستند و تصمیم گرفتن استراحت کنند. حکیم

بیشتر بخوانید »
داستان کوتاه – خودت را باور کن!

داستان کوتاه – خودت را باور کن!

سحر رضوی شهریور ۲۳, ۱۳۹۴ ۴

  پسر مردی قالیباف, در جمع دوستانش از توانایی های بی نظیر خود, سخن می گفت. او سعی داشت ثابت کند که در کمتر از سه ماه می تواند, زیباترین قالی را ببافد. دوستانش

بیشتر بخوانید »

::. فارسی سازی توسط بیگ تم .::